تبليغاتX
دوســــــــتانه

دوســــــــتانه

MardA CHE joRIand!!!!!!

مي دونيد سريعترين راه به چنگ آوردن قلب يک مرد چيه ؟ پاره کردن سينه اش با يک کارد آشپزخانهمي دونيد مردها مثل مخلوط کن هستند..... براي اينکه تو هر خانه هستش ولي نمي دونين به چه دردي مي خوره مردها مثل آگهي بازرگاني هستند..... يک کلمه از چيزهايي را که ميگن نميشه باور کرد  مردها مثل کامپيوتر هستند..... کاربري شون سخته هرگز حافظه قوي ندارند مردها مثل سيمان هستند .....وقتي جايي پهنشون مي کنيد بايد با کلنگ آنها را از جا بکنيدمردها مثل تعطيلات هستند..... هيچ وقت به اندازه کافي بلند به نظر نمي آيندچرا مردها دوست دارند با دخترهايي آشنا بشوند که قصد ازدواج با اونها را ندارند؟.....شما بگيد چرا سگها به دنبال ماشينهايي واق واق مي کنند که قدرت رانندگي اون را ندارند؟مردها مثل طالع بيني مجلات هستند..... هميشه بهتون ميگن که چيکار بکنيد و معمولا هم اشتباه مي گويند مردها مثل جاي پارک هستند .....خوب هاشون قبلا اشغال شده و اونايي که باقي موندن يا کوچيک هستند يا جلوي در منزل مردم مردها مثل باران بهاري هستند.....هيچوقت نمي دونيد کي مياد چقدر ادامه داره و کي قطع ميشهمردها مثل نوزاد هستند..... توي اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز کردن و مراقبت از آنها خسته ميشيد مردها مثل ماشين چمن زني هستند ....به سختي روشن ميشن و راه ميفتن , موقع کار کردن حسابي سروصدا راه مي اندازند و نيمي از اوقات هم اصلا کار نمي کنند.

+ نوشته شده در  87/09/01ساعت   توسط گــــــــرگ و روبــــــاه  | 

اینم یک شعر جالب برای دوستان!!!!

به خداوند نگو از چه چنین  

    سر به دیوار نکوب از غم این تنهایی

  

 کفر نعمت مکن این گنج پر از فایده را

 دائما داد بزن شکر همین تنهایی

 خنده با زور؟اگر شادی دنیا این است

 

 برو در گوشه ای با غم بنشین تنهایی

 میروم بر سر تقویم که خطی بکشم

 مثل هر ماه بروی سیمین تنهایی


 

 بین انسان خداوند شباهت این است                                        او  در گیتی و تو بر روی زمین تنهایی

 
+ نوشته شده در  87/08/26ساعت   توسط گــــــــرگ و روبــــــاه  | 

شیطان ساخته شده ذهن ادمیست؟؟؟

مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."


و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید. آن شاگرد کوچک آلبرت انیشتین بود . بله شيطان آنجاست که وجود ما از خدا دور ميشود تا به شيطان و گناه نزديکتر شود. مفهوم شيطان را خود ما خلق ميکنيم و بستر آن بی خدايی است

+ نوشته شده در  87/08/19ساعت   توسط گــــــــرگ و روبــــــاه  | 

عدل خداوند!!!!


خدایا حواست به ما هست یا دیگه از آدم خسته شدی

سلام ای نا خدای کشتی دنیا ، خدا
ببینم حال و احوالت چطور است؟
تو می گویی نشستی عدل و دادت را نصیب ما زمینی ها کنی
ولی من خوب می دانم که آن بالا
به روی تخت زرینت نشستی،
کنارت حوری و غلمان فراوانند
ملائک گرد تو جمعند و انگور بهشتی
حبه حبه بر دهانت می نهند
تو سیری، بی نیازی
ثروت و مکنت فراوان داری و با آن همه قدرت،
به خود می نازی و با ما دمادم می کنی بازی
هوا خوب است میدانم
بهشت تو همان بالا ست
تو آن بالا درون رود مشروبات خود
می غلتی و می خندی و حمام می گیری
چه مستی تو... چه مستی!
در این مستی قضاوت می کنی بر عالم هستی؟
چه می گویند آدمها : عجب عدلی خدا دارد
خدایا چشم هم داری؟ تو می بینی و خاموشی؟
خدا از زجر آدمها خبر داری؟
خبر داری تو از سنگینی درد فراموشی؟
خدا از فقر و بیماری ،خدا از غارت و دزدی ،دروغ و جهل و نادانی خبر داری؟
خدا از مرز نا محدود نابودی خبر داری؟؟
خبر از مرگ وجدان ها و خوبی ها،
خبر از قتل آزادی به نام واژه بی بند و باری چه؟
گرسنه بودن و لب تشنه بودن تا خود مرگ،
خبر داری خدای ناخدایی ها؟
خبر داری حراج آبرو ها را؟
خبر داری سراب آرزو ها را؟
چشیدی تا به الان طعم تلخ زندگانی را؟
خدایا گوش هم داری؟
صدای ناله ها و ضجه ها می آید آن بالا؟
تو ای تنها خدای ما زمینی ها
تعفن،بوی خون، بوی جنون، آیا مشامت را نیازرده؟
چه می گویم به تو ای وای
که هم لالی و هم کوری و هم کر

بیا جرات کن و یک روز
فقط یک روز
به این پایین نگاهی کن
نه در مستی- که در هنگام هشیاری-
بیا جرات کن و یک روز- فقط یک روز-
خودت را جای ما بگذار
ببین فرق زمین ما و آن شهر جهنم چیست؟
همین جا نیست؟
بهشت تو همان بالا و آتشدانت این پایین
چه می گویند آدمها : عجب عدلی خدا دارد
خدایا بودنت افسانه تلخیست
همان بهتر نباشی تو
تو حتی عاجزی از این که تغییری بسی کوچک
پدید آری
چه فرقی می کند آخر که باشی یا نباشی تو؟

+ نوشته شده در  87/08/19ساعت   توسط گــــــــرگ و روبــــــاه  | 

سرنوشت زن در این دنیا :-((

خدایا چرا؟


خدایا زن شدم تا بر سرم کوبند؟
خدایا زن شدم تاهر کجا دیدند لازم هست
به احساسم،به فهمم،
یا به قلبم زور گویند؟
خدایا زن شدم تا که مرا جنسیت دوم بدانند؟
خدایا زن شدم تا که پدر،همسر ، برادر
و از بدبختی ام مردان دیگر
مرا صاحب شوند و مالکم باشند؟
مرا زن آفریدی تا که ناموس همین مردان نامردت شوم؟
به جرم یک نگاه پاک و ساده،عاشقانه،بچگانه
همین مردان نامردت،به نام من
به جان یکدگر افتند و جان یکدگر گیرندو
روحم را بیازارند؟
نخواهم غیرت کور و تعصب های بیجا را !
همین هایی که می گویند : نادانی و احمق
همین هایی که می گویند : صلاحت را نمی دانی
همین هایی که می گویند : تو بنشین ساکت و خاموش
به جایت هر کجا لازم شود تصمیم می گیریم
همین مردان نامردی که ناقص عقل خوانندم
در اوج شور ناپاک هوسهاشان،
در اوج شهوت و لذت
مرا یک همنفس دانند
زبان ریزند و از من کام گیرند!
چرا قلب مرا سرشار از احساس آفریدی؟
که زیر دست و زیر پای این مردان نامردت شود خرد؟
نمی خواهم دگر قلبی پر از احساس و گرما را !
لطافت را به من دادی
که روحم را به زیر تلخی مشت و لگد گیرند؟
نمی خواهم لطافت را !
خداوندا ظریفم کرده ای تا آن که جسمم را
به زیر سردی باد کتک گیرند؟
نمی خواهم ظرافت را !
هراس از لکه ننگی به دامانم
مرا تا اوج بی شرمی و وحشت می برد پیش
نمی خواهم نجابت را !
چه کارم آید این چشمان شهلا
اگر باید همیشه کور و کر باشم؟
خدایا زن شدم ،
اما نمی خواهم که خر باشم !
خدایا زن شدم تا آن که تعبیر نگاهم
شود یک تیر زهرآلود شیطانی؟
خدایا زن شدم تا آن که تعبیر نیازم
به جای عشق باشد میل نفسانی؟
خدایا زن شدم آخر برای شستن و جارو زدن؟
زاییدن و زانو زدن؟
خدایا زن شدم تا خدمت مردان نامرد تو را گویم؟
خدایا خوب می دانم که تو مردی- که نامردی
ببین با سرنوشت زن چه ها کردی، چه ها کردی
+ نوشته شده در  87/08/19ساعت   توسط گــــــــرگ و روبــــــاه  | 

تنفر همیشه موجب عذاب خود ادما میشه!!!

معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند  . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.
فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند .
در کیسهء بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود.
معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند .
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند .
پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد :
این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید !!!!!
به نظر منم بهتر کینه رو از دلمون خارج کنیم تا راحت تر زندگی کنیم
+ نوشته شده در  87/08/19ساعت   توسط گــــــــرگ و روبــــــاه  | 

امید تنها چیزی که همیشه هست ؟!!حتی تو جهنم

  يك روز مي بوسمت !
 فوقش خدا منو مي بره جهنم !
 فوقش مي شم ابليس !
 آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شي !
 جهنم كه اومدي ، من اونجا پيدات مي كنم و دور از چشم خدا هر روز مي بوسمت !
 واي خدا چه بهشتي ميشه جهنم
                                                                                          



+ نوشته شده در  87/07/10ساعت   توسط گــــــــرگ و روبــــــاه  | 

خدا حافظ ماه زیبا

واقعاً خیلی سخت که این ماه تموم بشه چون تمام کارمندای ما بجای اینکه نماز و نهار خودشون، حداکثر 1 ساعت باشه میکنندش 2.30 تازه بعد از اون دیگه وقت چُرت و  کار کسی انجام نمیده تازه دوقرت و نیمه اش هم باقی که چرا مزاحم خوابش شدی اینا رو گفتم که تو این ماه دیگه این بهونه ها تعطیله 5 ساعت وقت کاری ازبین نمیره این فقط واسه کارمندای جزء نیست بلند مقاما تازه بدتره از 11 تا 12.30 کار میکنند بعد میرنند خونه  دونباله عشق ُ حالشون !!!!
پدرت پارتیشو بیامورزه که توپ تکونش نمیده !!! الله و علم

                بیاین پولو درست در بیاریم که خدا قهرش نگیره و قحطی نیاد

                         از حرفم خنده میگیره که مثل اخوند ها رفتم بالا ممبر (تخت شاهی اخوند های ...!!)

+ نوشته شده در  87/07/10ساعت   توسط گــــــــرگ و روبــــــاه  | 

برای یک مشت پول!!!!!!

یک حبر جالب برای انایی که دونباله وام بودن بهشون میگم بدوید برید بانک که اول صف باشید چون بلاخره قفل وام ندادن به مردم شکست چون رئیس بانک مرکزی عوض کردند و اقای محمود بهمنی پس از  اینکه زیراب  اقای مظاهری زده الان شده رئیس بانک مرکزی و آمده که نقدینگی مردم ببره بالا تا دوباره خانه از جون ادم گرون تر بشه !!!!!!

ولی تورم میخواد چقدر بشه خدا میدونه!!!!!


● اقتدار و استقلال بانك‌مركزی در مخاطره
بایزید مردوخی نیز در گفت‌‏وگو با ایلنا در تحلیل تغییرات انجام شده در بانك‌مركزی اظهار داشت: بایدجایگاه بانك‌مركزی در اقتصاد ایران مورد بررسی قرار بگیرد، زیرا بانك‌مركزی مسوول تنظیم سیاست‌های پولی كشور است و این وظیفه ایجاب می‌‏كند كه تحت تاثیر هیچ مركز متقاضی پول چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی قرار نگیرد. وی افزود: اگر بانك‌مركزی تحت شرایط خاص قرار بگیرد كه هدف اصلی آن یعنی تنظیم بازار پول و حفظ ارزش پول ملی كنار گذاشته شود و اهداف فرعی غلبه پیدا كند، آنگاه نقش خود را در اقتصاد از دست می‌‏دهد. مردوخی خاطرنشان كرد: بانك‌مركزی پس از برنامه سوم توسعه از نوعی استقلال برخوردار شد اما روند سه‌سال گذشته نشان داد كه این نهاد كارشناسی به تدریج استقلال خود را از دست می‌‏دهد. مردوخی تصریح كرد: این حملات متاسفانه از سوی دولت مورد عتاب قرار نگرفت و محكوم نشد و در نتیجه اختیارات بانك‌مركزی در فشار روانی به‌وجود آمده به نوعی قیچی شد. در چنین شرایطی محمود بهمنی به خوبی می‌داند برای آنكه بتواند تا پایان عمر دولت نهم در ساختمان میرداماد بماند، باید به خواسته‌های دولتی‌ها تن دردهد. هرچند اگر بحث قائم‌مقامی حسین صمصامی در بانك‌مركزی به واقعیت تبدیل شود، ‌اساسا بهمنی تنها نقش ماشین امضای اجرای سیاست‌های قائم‌مقام خود را برعهده‌خواهد داشت.

+ نوشته شده در  87/07/05ساعت   توسط گــــــــرگ و روبــــــاه  | 

مطلب در مورد گونه خودم!!

گُرگ (نام علمی: Canis lupus) پستانداری گوشتخوار از خانواده سگ‌سانان است. گرگ‌ها در قدیم در همه جهان پراکنده بودند ولی امروزه تنها در خاور میانه، اوراسیا و امریکای شمالی دیده می‌شوند.در ایران هم گرگ‌های مختلف وجود دارد ۱ نمونه آن گرگ خاکستری ایرانی می‌باشد. گرگ سگسانی است بزرگ شبیه به سگ با دم افتاده. رنگ گرگ متغیر است ولی بطور کلی خاکستری و زرد یا قهوه‌ای مخلوط با موهای سیاه می‌باشد. انفرادی یا جفت زندگی می‌ کند وگاهی بصورت یک خانواده یا گله‌ای که از چند خانواده تشکیل شده دیده می‌شود. معمولاً در روز شکار می‌کند، بویژه صبح زود به گله گوسفندان حمله می‌کند، و گاهی هم شبها به آغل گوسفندان حمله می‌کند.گرگها معمولاً زیر ریشه و تَنهِ درختان افتاده و یا حفرهایی که بوسیله جانوران دیگر ساخته شده بسر می‌برند، احیاناً در سوراخ کوه‌ها نیز آشیانه می‌گیرند، گرگها در جلگه‌ها و جگنلها و مناطق کوهستانی دیده می‌شوند. گرگ حیوانی بسیار خطرناک است. اگر زیاد گرسنه باشد گاهگاه انسان را نیز مورد حمله قرار می‌دهد.

گرگ خاکستری:

این گوشتخوار بسیار با هوش به صورت اجتماعی و در گروههای ۲۰ تایی زندگی می‌کند. در داخل هر گروه یک جامعه طبقاتی بخوبی تنظیم شده وجود دارد که توسط یک نر و ماده غالب هدایت و رهبری می‌شود، گروههای خانواده گرگها، قلمرو گسترده‌ای را تا ۱۰۴۰ متر مربع (۴۰۰ مایل مربع)اشغال می‌کنند. اعضاء یک گروه (گله) برای ردگیری، محاصره و کشتن طعمه‌های بزرگ مثل گوزن کانادایی با همدیگر همکاری می‌کنند.


+ نوشته شده در  87/07/01ساعت   توسط گــــــــرگ و روبــــــاه  |